+ نوشته شده در
87/01/26ساعت 3:10  توسط درنا
|
یکی بود یکی نبود
کور بشه چشم حسود
دو تا خورشید سیاه
دو تا چشم سرمه سود
رشک باغ و کشتمه
باغ نگو بهشتمه
عمر مژگونش دراز
رنگ سرنوشتمه....رنگ سرنوشتمه
میدرخشن توی ماه
دوتا خورشید سیاه
جمجمک برگ خزون
اینه بخت بی گناه
غنچه گل گل شکره
شب قضا و قدره
مهر و مهتاب رو ببین
یکی باشیم سحره
یکی بود یکی نبود
کور بشه چشم حسود
دو تا خورشید سیاه
دو تا چشم سرمه سود
رشک باغ و کشتمه
باغ نگو بهشتمه
عمر مژگونش دراز
رنگ سرنوشتمه
اگه یاری نگیری
بی تعلق اسیری
هستی اینه
چرا عاشق نمیری
زلف پر خم آفرید
اونکه آدم آفرید
دل و دلبر رو
برا هم افرید
میدرخشن توی ماه
دوتا خورشید سیاه
جمجمک برگ خزون
اینه بخت بی گناه
غنچه گل گل شکره
شب قضا و قدره
مهر و مهتاب رو ببین
یکی باشیم سحره
یکی بود یکی نبود
کور بشه چشم حسود
دو تا خورشید سیاه
دو تا چشم سرمه سود
رشک باغ و کشتمه
باغ نگو بهشتمه
عمر مژگونش دراز
رنگ سرنوشتمه
+ نوشته شده در
87/01/26ساعت 3:3  توسط درنا
|
+ نوشته شده در
87/01/26ساعت 2:21  توسط درنا
|
من تو را خوب ای رهگذر - می شناسم
من تو را خوب - ای خوب تر - می شناسم
تو عمیق و بلندی تو دریا و کوهی
این دو را خوب با یک نظر می شناسم
تو طنین صدای طربناک آبی
من تو را - ای نسیم سحر می شناسم
آن درختی که در آسمان شاخه دارد
من تو را با همه برگ وبر می شناسم
من تو را - ای نگاهت در آفاق جاری
من تو را خوب - ای منتظر می شناسم
در مجال غزل از تو گفتن نگنجد
من تو را ورنه زین بیش تر می شناسم
+ نوشته شده در
87/01/26ساعت 2:9  توسط درنا
|