آداب شهر ها و روستا ها در نوروز
خب دوستای عزیز،کم کم داریم به یه ساله جدید نزدیک میشیم.هر کی امسال کم کاری کرده حواسشو جمع کنه که ساله جدید رو با پر کاری شروع کنه.
تصمیم گرفتم تو این چند روزه باقی مونده به عید یه سری مطلب راجع به نوروز بنویسم و با توجه به اینکه تعدادی از دوستانم تو کلاس از شهرهای مختلف هستن،راجع به رسم و رسومات جاهایی که می دونم بنویسم و شماها هم اگه می تونید و خواستین راجع به رسم نوروز در شهر خودتون بگید که ما هم استفاده کنیم.
معروف است مردم تهران اولین بار به جای پارچه و تخم مرغ و اشیای دیگر به مهمانان به عنوان عیدی پول می دادند.
اهالی قدیم گیلان در شب سال نو در پختن سمنو نذری رقابت می کردند زیرا عقیده داشتند که اهدای سمنو با خلوص نیت،موجب افزایش صمیمیت در خانواده می شود.
در زاهدان مرسوم بود که درست در لحظه ی تحویل سال،کودک خردسالی که از سوی فامیل به عنوان خالص ترین فرد انتخاب می شد،از خانه بیرون برود و در بزند و بگوید:« اومدم قلبتونو صاف کنم،دلاتونو پاک کنم...»
اهالی دشت مغان به گونه ای دیگر نوروز را گرامی می داشتند.آنها سفره هفت سین را در کنار رودخانه معروف شال بال رود پهن می کردند و هنگام برگشتن به خانه پسرهای خانواده کوزه هایشان را از آب همان رودخانه پر می کردند و دختران خانواده این آب را دور تا دور خانه می پاشیدند تا رفع شر شود.
اهالی زابل در نخستین روز سال گیاهی به نام بوته چوبی را بر سر در منزل خود آویزان می کردند تا زندگیشان در سراسر سال جدید سبز و خرم باشد.سر سفره هفت سین هم حتما کلوچه می خوردند.
در آمل از حدود پانزده روز مانده به عید،دسته های دو نفره،نوروزخوان به شهر می آمدند و جلو خانه ها می ایستادند و برای گرفتن عیدی از صاحبخانه می خواندند:
باز بهاران آمده،عید بزرگان آمده
مژده بدین ای یاران،نوروز سلطان آمده
نوعی شیرینی سنتی در کرمان پخته می شود که کملپه نام دارد.نکته خواندنی در مورد این شیرینی این است که اهالی کرمان این شیرینی را در سال قحطی ابداع کردند آن هم فقط برای اینکه می خواستند در نوروز آن سال کامشان شیرین باشد.
مردم میاندواب نیز مراسم جالبی داشتند.اکثر مردم در خانه هایشان تصاویر خورشید و ماه را نقاشی می کردند و در شب عید جوانان شال خود را به خانه همسایه می انداختند تا صاحبخانه عیدی آنها را بدهد.بعد هم سنگی را به نیت غرق شدن سختی ها در رودخانه شهر می انداختند.
ایل قشقایی در روز اول سال در خانه گوسفند قربانی می کردند و هنگام تبریک سال نو می گفتند:
-عیدی شریفنگ مبارک(یعنی عید شریفت مبارک).
و پاسخ می شنیدند:
ایزنگ مبارک(یعنی رویت مبارک).
به تلخیص از روزهای زندگی
![]()







